عبد الرزاق اللاهيجي

283

گوهر مراد ( فارسى )

فصل سوّم از باب سوّم از مقاله دوّم در بيان كيفيّت صدور معلول از علّت صوفيّه بر آنند كه صدور معلول از علّت عبارت است از تنزّل علّت به مرتبه وجود معلول و تطور وى به طور معلول . و از اينجا متفطّن شده‌اند به وحدت وجود و به اينكه وجود ، حقيقت واحده‌اى است سارى در جميع موجودات ، و ماهيّات ممكنات نيست مگر امور اعتباريات و حقايق موجودات يا همگى مظاهر آن حقيقت واحده‌اند ، به نحوى كه اتّحاد و حلول لازم نيايد ، چه اين هر دو فرع اثنينيّت است ، و لا موجود إلّا واحد . و فهم اين معنى به غايت مشكل است و مدعى آنند كه به رياضات و مجاهدات كه در ميانشان معهود است ، انكشاف اين معنى ممكن شود ، و ادراك آن به عقول « 1 » متعارفه نتوان كرد ؛ بلكه طورى بايد وراى طور عقل ؛ و آن فانى شدن سالك است از خود و از عقل خود و از جميع معقولات و موهومات ، فضلا عن المحسوسات ؛ و مقصور ساختن همّت و توجه باطن ، به محض عنايت الهى و مداومت نمودن به ذكر قلبى و لسانى به نحوى كه غير مذكور در خاطر به هيچ وجه خطور نكند ، بلكه نفس ذكر نيز ملحوظ و منظور نشود ؛ فضلا عن الذاكر . و چون مداومت عظيم

--> ( 1 ) ب : امور .